محمدحسين ناصر الشريعه
352
تاريخ قم ( فارسى )
ركاب على شاه و ابراهيم شاه بوده ، چون به خانقاه قطب العارفين تذكرهاى نوشتهاند موسوم به « آتشكده » كه در بندر - بمبئى به طبع رسيده . شفيعاى ابرو مشرف شد ملبس به لباس فقر شده ، تا زمان از اين دار فانى به لباس كسرت مزين بودند . نظم [ هر كسى يار كسى تو از من دل باخته . . . ] هر كسى يار كسى تو از من دل باخته * گل ز بلبل شمع از پروانه سرو از فاخته گفته بودى بعد ازين كار تو را خواهيم ساخت * فكر ديگر كن كه هجران كار ما را ساخته وله [ دو چيز مايهء شعر است و شاعرى گفتم . . . ] دو چيز مايهء شعر است و شاعرى گفتم * كزين دو شاعر اگر بهره يافت شد استاد يكى عطاى دل آزادگان جم آئين * يكى لقاى پرىزادگان حورنژاد به شيخ شهر فقيرى ز جوع برده پناه * بدين اميد كه از لطف خواهدش نان داد هزار مسئله پرسيدش از مسائل و گفت : * كه گر جواب نگوئى نبايدت خوان داد نداشت حال جدل آن فقير و شيخ غيور * ببرد آبش و نانش نداد تا جان داد عجب كه با همه دانائى اين نمىدانست * كه حق به بنده نه روزى به شرط ايمان داد من و ملازمت آستان پير مغان * كه جام مى به كف كافر و مسلمان داد وله [ از من زر و دل خواسته آن مهر كسل . . . ] از من زر و دل خواسته آن مهر كسل * هستم ز پريشانى از آن ماه خجل زر كو كو زر زر از كجا آذر در زر * دل كو كو دل دل از كجا عاشق و دل